تاریخچه عکاسی بخش سوم (صفحات خشک، حرکت و جنبش)

تاریخچه عکاسی بخش سوم (صفحات خشک، حرکت و جنبش)

صفحات "خشک" فیلم های رول ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏(1900-1870)

در دهه 1870 تغییری در فرآیند عکاسی ایجاد شد که مدت ها انتظار آن می رفت. این امر ناشی از کشف ژلاتین به عنوان چسب مایه نمک های حساس به نور بود که فوق العاده بهتر از کولودیون است. با ورود ژلاتین نیاز آماده سازی مواد قبل از عکس برداری منتفی گردید، این مواد "صفحات خشک" نامیده شدند. صفحات خشک امکان نوردهی کوتاه تری را میسر ساختند لذا دوربین ها توان جای گرفتن بر دست را پیدا کردند. سازندگان نیز سریعا روبه دوربین های ساده و سیستم پشتیبانی ظهور آوردند. نتیجه کلی آن بود که مواد ژلاتینی نقطه عطف شروع فرایند عکاسی به روشی است که امروزه می شناسیم.

در سال 1871 یک دکتر انگلیسی، ریچارد مادوکس در مجله عکاسی بیریتانیا توضیح داد چگونه ژلاتین می تواند جانشین بهتری برای کولودیون باشد، زیرا امکان استفاده از صفحات به صورت خشک ایجاد می گردد. در سال 1878 مشکلات ساخت و اندود امولسیون از دوش عکاسان برداشته شد و عکاسان توانستند صفحات آماده مصرف کارخانه ای را به صورت بسته بندی خریداری کنند.

صفحات خشک همان کیفیت عالی تصویر کولودیون را داده با سه حسن مهم و علمی:

1-هنگام کار در محل، دیگر نیازی به چادر، مواد شیمیایی و غیره نبود. نگاتیوهای نور خورده را می شد بعدا در خانه فرآیند کرد یا حتی این عمل را فرد دیگری انجام دهد.

2-صفحات خشک ژلاتینی آنچنان به نور حساس بودند که نوردهی به کوتاهی 25/1 ثانیه در فضای خارجی میسر شد و وجود سه پایه دیگر الزامی نبود.

3-صفحات ساخته شده کارخانه ای ثبات بیشتر و کیفیت بالاتری نسبت به نوع خانگی داشتند.‏‏

DSdryplate

حساسیت به نور صفحات خشک به این معنی بود که دوربین ها برای کنترل زمان نوردهی به چیزی بیشتر از یک در پوش نیاز داشتند، به یک مسدود کننده ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏(شاتر) مکانیکی جهت نوردهی های یکنواخت و "لحظه ای" نیاز بود. مردم همچنین خواهان گرفتن چندین عکس بدون تعویض نگهدارنده های صفحات بودند، یک راه حل استفاده از دوربین خشاب دار بود. در واقع صفحات خشک موجب گشایش قفل بسته و طیف وسیع طراحی های جدید دوربین گشت. انقلابی ترین دوربین جهت عکاسی آماتور در واقع یک سیستم کامل ابتدا در آمریکا ظهور کرد، جورج ایستمن یک کارمند 24 ساله بانک و یک عکاس آماتور با نبوغ بالا بود. ایستمن می خواست واقعا عکاسی را ساده کند، بنابراین هدفش را برداشتن تمام مراحل فنی خسته کننده ای قرار داد که مانع مردم عادی از گرفتن عکس های لحظه ای خود بود. نتیجه کار اولین دوربین کداک بود در سال 1888.

kodakcameraandboxes-800x533

اولین دوربین کداک دارای 5/16 سانتی متر طول و 5/9 سانتی متر ارتفاع بود و 100 عکس ارئه می داد، با کشیدن یک بند شاتر کوک می شد و با فشردن دکمه شاتر خلاص می شد.    

کمک ایستمن ساده و متداول کردن عکاسی بود، در عرض 12 سال دوربین های ساده تولید انبوه شدند و به قیمت فقط یک دلار و هر فیلم پانزده سنت به فروش رفت. شرکت کداک قوی و قوی تر و موسس آن بسیار ثروتمند شد. شعار او" شما دکمه شاتر را فشار دهید، ما بقیه را انجام می دهیم." واقعا درست بود، و موجب تغییر عکاسی آماتور از روش مملو از جزئیات فنی به عکاسی لحظه ای شد، که هرکس احساس می کرد که توان امتحانش را دارد.

Eastman-Kodak-Company-Geschiedenis_400x420

حرکت و جنبش:

اینک زمان های کوتاه تر نوردهی امکان پذیر شده بود و عکاسی از موضوعات متحرک نتایج قابل توجه و گاه غیر منتظره ایجاد می کرد. عکاسان می توانستند رفت و آمد رهگذران را به صورت ثابت با جزئیات ثبت کنند که ناظر عادی آنها را از دست می داد. یکی از اولین و بی تردید معروف ترین عکاسانی که جزئیات حرکت را ثبت نمود، ادوارد مایبریچ است. ادوارد متولد انگلیس بود و زمانی را به عنوان عکاس منظره برای دولت امریکا کار می کرد. ادوارد مایبریچ به صورت اتفاقی درگیر مباحثه بین صاحبان مسابقات اسب سواری شد، دعوا بر سر این بود که آیا اسب در حال یورتمه هیچ گاه چهار پایش از زمین جدا می شود یا نه؟

در سال 1877 ادوارد مایبریچ ردیفی از دوربین ها را پشت سکوی مخصوص ساخته شده ای در زمین مسابقه تعبیه نمود، نتایج از لحاظ فنی کم نور خورده بود اما نشان می داد چگونه همه پاهای حیوان فقط هنگام جمع شدن زیر تنه از روی زمین بلند می شود. مایبریچ همچنین ثابت کرد که اگر هر عکس به سرعت و توالی مانند ورق زدن سری کتاب نشان داده شود به نظر می آید که اسب حرکت می کند. بین سالهای 1883 و 1885 صدها توالی دیگر ثبت گردید، از حرکت حیوانات، انسان ها، پرتدگان و امثال آنها که مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در فرانسه زیست شناس اتین موی راجع به کارهای عکاسی مایبریچ شنیده بود و سیستم های تک دوربین خود را ساخت، یک توالی کامل با نوردهی های کوتاه بر روی یک صفحه انجام داد. تمام این ضبط های توالی تصویری ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏("گاه نگارها" یا " گرونوگراف ها") جذبه بالایی در دانشمندان و زیست شناسان ایجاد کرد و همچنین برای هنرمندان که هدفشان طراحی دقیق بود، هنگامی که دریافتند بسیاری از نقاشی های معروف حرکت را نادرست تصویر کرده اند دچار تزلزل شدند. ‏‏‏‏‏‏‏‏(پیشنهاد می کنم مطالب مربوط به حرکت در عکاسی را بخوانید: سبک فوتوریسم و تکنیک Open Flash)

horse-e1274864128278

هم زمان توماس ادیسون بر ابزاری کار می کرد که امکان عکس برداری و بازسازی تصاویر متحرک را داشته باشد، در سال 1889 به دلیل بعضی از انواع فیلم های انعطاف کداک، فیلم رول کداک از وسط بریده شد و تبدیل به پهنای 35 میلی متری گشت و هنگامی که سر به سر چسبانده شد بیش از 20/12 متر طول یافت، دستیار ادیسون سوراخ های برای حرکت فیلم در حواشی آن ایجاد کرد. بعدا فیلم 35میلی متری استاندارد تصاویر متحرک تولید شد و سرانجام دوربین های ثابت، شروع شده با "لایکا" برای استفاده از فیلمی به این پهنا نیز طراحی شدند.