تایخچه عکاسی بخش دوم (فرآیند صفحات تر)

تاریخچه عکاسی-کولودیون

"دوره صفحه "تر" 1870-1851"

در اوایل دهه 1850 فرآیند جدیدی به نام کولودیون یا صفحه تر به عکاسی تغییر و تحول مهمی داد. ایجاد این تغییرات تصویری سخت تر از داگروتیپ و کالوتیپ انجام می گرفت اما دارای محاسن بسیار مهمی بود. طوری که فرآیند کولودیون مرطوب برای دوره ای طولانی، تقریبا یک نسل کامل، تنها فرآیند عملی باقی ماند.

در جستجوی چسب مایه:

عکاسان زیادی خواهان فرآیندی بودند که توانایی ارائه شفافیت تصویر و جزئیات داگروتیپ را داشته باشد و همچنین قابلیت چاپ ارزان عکس ها همانند کالوتیپ ها. سر جان هرشل در سال 1839 آزمایشی کرد که با استفاده از یک جام شیشه ای، محلول کلرید نقره و اجازه دادن به ماده شیمیایی جهت رسوب تدریجی به سطح شیشه، اما این عمل غیر ممکن بود و محلول پوشش مذکور سریعا دوباره شناور می شد. پس نیاز به نوعی منعقد کننده یا "چسب مایع" بود. همه در جستجوی ماده چسبنده شفاف بودند. در سال 1847 نیپس سنت ویکتور یک فرآیند آلبومین ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏(مایع شفاف تخم مرغ) بر روی شیشه را به ثبت رساند. اما مقدار مواد شیمیایی حساس به نور را که با آلبومین چسبناک ترکیب کرد کم و محدود بود و موجب افت شدید حساسیت صفحات شد.

در سال 1851 اخباری از کارهای یک مجسمه ساز گمنام از لندن می رسید، فردریک اسکات آرچر. او کشف کرد که یک ماده چسبناک به نام کولودیون می تواند چسب مایع خوبی را تشکیل دهد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏(کولودیون پنبه باروتی یا پنبه نیتراتی حل شده در اتر و الکل است).  نگاتیو کولودیون "صفحه تر" نامیده شد، برگرفته از روش تولید آن. اما تمام فرآیند کولودیون نیازمند مهارت بود و کسی نمی توانست مدعی شود که استفاده از فرآیند کولودیون راحت است. معلق ساختن یکنواخت کولودیون چسبناک کار سخت و دشواری بود و این که تمام این امور در تاریک خانه پشت دوربین صورت می گرفت و عکاسان در این سال ها یک چادر و وسایل کامل تاریک خانه به همراه داشتند. در سالهای بعد حدود 1853 تاریک خانه های تاشو ساخته شد. در عکاسی با صفحه تر ابتدا از تاریک خانه برای آماده کردن صفحه استفاده می شد و پس از آن با استفاده از یک نگه دارنده ضد نور به دوربین انتقال می دادند و تصویر را نوردهی می کردند و برای ظهور و شست و شو صفحه تر را به تاریک خانه بر می گرداندند.

فرایند مرطوب

برای لحظه ای عکاسی با کولودیون را در نظر بگیرید، تاریک خانه و دوربینی که باید تنظیم می شد، آوردن آب برای فرآیند شست و شو ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏(اغلب عکس ها در نزدیکی دریاچه ها و جویبارها گرفته می شد) و از همه مهم تر آماده کردن مواد شیمیایی و فراموش نکنید که امکان بزرگ کردن عکس هنوز مقدور نبود. تنها راه رسیدن به عکس بزرگ استفاده از دوربین های بزرگ و سنگین بود. اما به رغم همه این مشکلات نگاتیو کولودیون بسیار پویا و حساس بود، آنچنان حساس به نور و دارای کیفیت بالا که موارد استفاده زیادی برای عکاسان گشوده شد. در سالهای ابتدای دهه 1850 با استفاده از روش کولودیون عکاسی مستند کم کم شروع شد. عکاسانی همچون راجر فنتن که عکاس منظره بود برای گرفتن عکس های مستند از جنگ کریمه ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏(جزیره ای بین روسیه و اکراین) از لندن فرستاده شد یا عکاسانی همچون فرانسیس فریت یکی از اولین عکاسان سفر بود که از فرآیند کولودیون استفاده می کرد، بین سالهای 1856و1860 سفرهایی به دره نیل داشت و صدها عکس از مناظر مصر، سوریه و سرزمین های مقدس گرفت.‏‏‏‏

The Pyramids of Dahshoor

اولین نمایشگاه بزرگ عکاسی در اواخر 1852 در لندن برگزار گردید و همچنین نمایشگاهای دیگری در چندین شهر دیگر شکل گرفت. این اماکن تبلیغات مجانی برای حرفه ای ها، امکان رقابت آماتورها با یکدیگر و امکان اظهار نظر درباره وضعیت موجود هنر جدید برای عامه مردم و مطبوعات را فراهم می کرد. شاید به دلیل اظهارات منتقدان در این زمان راجع به رسانه جدید و قابل قبول بودن راه دستیابی به "عکاسی هنری" با تقلید از نقاشان آن دوره باشد که موجب گشت بسیاری از عکاسان ساختار کل تصویر را بر مبنای نقاشی بنا کنند.

راه دیگری که با نگاتیوهای کولودیون باز شد چاپ ترکیبی بود. یعنی گرفتن قسمت های مختلف یک ترکیب بندی مثل افراد یا گروهی از افراد پس زمینه، موضوعات پیش زمینه و امثال آن بر نگاتیوهای مجزا و سپس ترکیب همه آنها بر یک عکس نهایی.‏‏‏‏ این روش حتی این امکان را می داد که نگاتیوهای متعدد برای یک عکس استفاده شود و سپس بهترین سرها برای هر یک از افراد انتخاب شود.

 رابینسون

در اواخر دهه 1850 دو روش آمبروتیپ و تین تیپ برای گرفتن پرتره های ارزان قیمت معمولی وارد بازار شد. آمبروتیپ ها نگاتیوهای کم نوردهی شده بودند که در مقابل یک پس زمینه تیره قرار می گرفتند و به صورت مثبت ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏(پوزتیو) دیده می شدند.‏‏‏‏ روش تین تیپ یک را یک عکاس آمریکایی به نام همیلتون ابداع کرد. در این روش به جای استفاده از شیشه از فلز رنگ شده سیاه استفاده می شد و به نام تین تیپ یا فرونتیپ شناخته شد. مهم ترین خصوصیت کولودیون آمبروتیپ و تین تیپ این بود که هر دو اشکال ارزانی از کاره پرتره بودند و این به معنای این بود که بالاخره پرتره وارد خانه های کارگری شد.

WDSnoddyFamily3

عکس سه بعدی:

اولین عکس های سه بعدی در سال 1852 با استفاده از کولودیون گرفته شد. به کمک یک دوربین با دو لنز با فاصله لنز 65 میلی متر دو تصویر پهلو به پهلو بر روی یک صفحه کولودیون نوردهی می شد. سپس عکس های گرفته شده درون یک دستگاه تماشای عکس قرار می گرفت، به نحنوی که چشم چپ تصویر گرفته شده با لنز چپ و چشم راست تصویر گرفته شده با لنز راست را می دید و چشم انسان با ترکیب عکس ها تصویر را سه بعدی می دید.

  دوربین

عکس های سه بعدی در سالهای 1860 و1870 به اوج خود رسید، طوری که به سختی می شد اتاق پذیرایی خانه ای بدون دستگاه تماشای عکس سه بعدی یافت. خرید و جمع آوری عکس های سه بعدی که شامل عکس های سفر از تمام جهان، پرتره اشخاص معروف، حوادث روز و حتی عکس های متوالی قصه دار بودندرواج فراوان داشت. "هیچ خانه ای بدون عکس سه بعدی کامل نیست" شعار تبلیغاتی شرکت سه بعدی لندن بود. در این سالها در روزهای یکشنبه بستگان یکدیگر را ملاقات می کردند و زمان خوبی برای دیدن آخرین عکس های سه بعدی اضافه شده به مجموعه ها بود.

مد کارت ویزیت:

در سال 1854 عکاس پرتره فرانسوی آدولف دیسدری دوربینی ساخت که عکس هایی به اندازه کارت ویزیت ارئه می داد. در این سالها تولید انبوه عکس ها امکان پذیر شده بود، که منجر به استفاده مد گرایانه ای از پرتره های عکاسی به شکل کارت ویزیت شد. در قرن نوزدهم اغلب مردم با خود کارت ویزیت داشتند، آن ها شبیه کارت های تجاری امروزی بودند. نام، منزلت یا آدرس شخص به صورت کامل و خوانا چاپ می شد. دیسدری کارت ویزیت خود را تبلیغ کرد و این پدیده نو ظهور شروع به رشد کرد، کار دیسدری رونق گرفت. در سال 1860 این نظریه از پاریس به لندن و نیویورک سرایت کرد. کارت ویزیت مد روز شد و آخرین نشانه های داگروتیپ امریکایی برچیده شد. روزنامه ها آن را "کارت شیدایی" نامیدند. این مد تاثیرزیادی بر عکاسی حرفه ای داشت. بعضی از موسسات چاپ کارت ویزیت، روزانه بیش از 3000 کارت ویزیت افراد مشهور را چاپ و روانه بازار می کردند. کارت ویزیت بین 1861 و 1866 بسیار رایج بود اما به همان سرعتی که آمده بود به همان سرعت هم از بین رفت.

cardomania

در دهه 1870 همه کارت ویزیت را از مد افتاده می پنداشتند، عکس های سه بعدی دوباره رونق گرفت و استودیوهای ارزان پرتره به آمبروتیپ ها و تین تیپ ها برگشتند. اینک موسسات عکس های رومیزی را جایگزین کردند که شبیه کارت ویزیت بزرگ شده بود، عکس هایی در قاب های 16*11 سانتی متر. همچنین مردم در آن زمان علاقه به لباس و فضای خارجی داشتند، که عکاسان موسسات بهتر می توانستند برای مشتریان خود پس زمینه ها و فضاهای متنوعی فراهم سازند و بعضی استودیوها لباس های زیادی برای پوشاندن به مشتری ها داشتند.

پرتره نگاران آماتور کولودیون:

لوئیس کارول، جناب جارلز داجسون، نویسنده آلیس در سرزمین عجایب و خانم جولیا مارگارت کمران دو تن از عکاسان کولودیون آماتور مشتاق بودند. در کارهای لوئیس کارول ملایمت برخورد و روش خیال انگیز رمانتیک وی مشهود است. به خصوص در مورد پرتره های کودکان به رغم زمان نوردهی طولانی، او بچه هارا در حالت طبیعی و به نظر اتفاقی سامان می داد و دقت زیادی در مورد ترکیب بندی خود به خرج می داد. خانم کمران با شخصیتی کاملا متفاوت از فرآیند کولودیون استفاده می کرد. امروزه از او به عنوان معروف ترین عکاس پرتره آماتور انگلیس در اواخر دهه 1860 یاد می شود. او شانس تماس با بعضی از مشاهیر زمان خود را داشت، این افراد قهرمانان او بودند و خانم کمران با انرژی و اشتیاق زیاد به نحوی عکس را تنظیم می کرد که "بزرگی معنوی" چهره های عکاسیش بسیار چیره تر از خصوصیات واقعی آنها نمایش داده شود. او به نمای سر متمرکز گشت با یک دوربین ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏25*20 سانتی متر یا 5/37*30 سانتی متر عکس های بزرگ را حالت داد و راه رسیدن به موضوع خود را محدود می کرد تا اثر نمایشی ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏(دراماتیک) ایجاد کند. ‏‏‏‏

Charles_Darwin_photograph_by_Julia_Margaret_Cameron,_1868